تبليغاتX
YoonikSMS - جدیدترین جک ها و SMS ها

 

کاش ...  ( عاشقانه )

کاش آسمان ميدانست درد من چيست !


کاش ميدانست نياز من چيست!


کاش ميدانست به يک قطره باران نيز قانعم....


کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست!


دلم مثل کوير از محبت و عشق خشک و بي جان است ،

 عاشقم ولي ، يک عاشق تنها!


يک عاشق بي ... ! عاشقي که معشوقش در کنارش نيست....


کاش دريا ميدانست کوير چيست!


راز درون دريا رويايي است محال براي همان کوير تنها!


دلم مثل کوير آرزوي ديدن دريا را دارد اما دريايي نيست تنها يک خواب است و بس!


کاش باران ميدانست معني انتظار چيست ....


مني که همان کوير تشنه و بي جانم سالهاست که انتظار يک قطره باران


را ميکشم اما افسوس که اين انتظار بيهوده است....


و اي کاش آسمان ميدانست درد دل اين کوير خسته و تشنه چيست!


 

+ نوشته شده توسط Siamak در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 22:0 |

 

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی

کسی های من ...


تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی


تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری


و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...


افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !


من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را


کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !


کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود


کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...


رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....


قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم


و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!


که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک تک این ترانه ها شدی ؟!!


ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را

باور نکردی !

گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر

سر این ترانه ها می آید !

ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از

شادی نبود !


بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به

این اشکها اعتنا نکردی !


اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !


به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !


به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !


به حرمت بوسه هایمان ! نه !


تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !


قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !


خدانگهدار ... خدانگهدار

 

+ نوشته شده توسط Siamak در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 16:1 |