تبليغاتX
YoonikSMS - جدیدترین جک ها و SMS ها


بزرگترين متهم تاريخ کسي است که نمي دونه قلبش واسه کي مي تپه .

عمريست که ويران شده ام ، ساکت و سرد و پريشان شده ام ، تا تو آيي و مرا دريابي ، من اسير شب طوفان شده ام .

چه کنم تو سلطان جهاني و من درويش خرابات ، تو ارباب وفايي و من نوکر ارباب .

اگر بداني چقدر سخت است ياد بودنت در عمق وحشت نبودنت ، مرا هرگز اينگونه رها نمي کردي .

وقتي کسي به دل نشست ، نشستنش مقدس است ، حتي اگر نبينمش ، همين براي من بس است .

گرچه ما را نکني ياد ولي ما هستيم ، دل به پيامي که نميدي بستيم  .

دلم با عشق تو عاشق شد ، تمام لحظه هايم بهترين شد ، ولي بي مهريت کار دلم ساخت ، دل تنهاي من تنهاترين شد . 


دوست داشتن هميشه گفتن نيست ، گاه سکوت است و گاه انتظار .

وقتي عاشق مي‌شيم تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش  .

فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود  .

مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كن  .

آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا مي‌پندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست  .

فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته  .

اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد  .

به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست  .

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا. 

بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده مي‌شوند و نقش و نگارشان محو مي‌شود، آزادي هم يكي از اين كلمات است.


مثل خردمندان فکر کنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد . «ويليام بولريتس»


اينگونه زندگي کنيم: ساده اما زيبا، مصمم امابي خيال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدي، سبز اما بي ريا، عاشق اما عاقل.



دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم گل چيدن گرفتند و محاكمه كردند هيچ كس با خود فكر نكرد كه شايد من گلي كاشته باشم  .



 

SMS: 09368922849 | Yahoo! ID: Sia2005kh
-------------------------------------------------------

برای تبادل لینک با این وبلاگ ابتدا لینک این وبلاگ را با نام
اس ام اس و آف های ارسالی شماقرار دهید سپس از طریق نظرات نام و آدرس سایت خود را بفرستید

(در خواست تبادل نکنید لینکو بزارید بگید تا ما هم لینکتان کنیم)

+ نوشته شده توسط Siamak در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 6:16 |

 

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی

کسی های من ...


تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی


تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری


و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...


افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !


من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را


کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !


کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود


کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...


رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....


قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم


و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!


که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک تک این ترانه ها شدی ؟!!


ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را

باور نکردی !

گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر

سر این ترانه ها می آید !

ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از

شادی نبود !


بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به

این اشکها اعتنا نکردی !


اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !


به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !


به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !


به حرمت بوسه هایمان ! نه !


تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !


قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !


خدانگهدار ... خدانگهدار

 

+ نوشته شده توسط Siamak در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 16:1 |